کالسکه

دیروز تصمیم داشتم بچه ها رو پارک ببرم

اما تصور بغل کردن گل پسر در تمام اوقات پارک رفتن

برام فاجعه بود برای همین از خیرش گذشتم

و به جاش مشغول گشتن دنبال کالسکه ی خوب تو شیپور شدم!

واقعا به کالسکه احساس نیاز میکنم.

اما اصلا نمیدونم گل پسر چقدر تو کالسکه دووم میاره...




+قبلا که کالسکه ش به خاطر دو نفری نشستنها نشکسته بود با وجود بودن کالسکه بازم میومد بغل من!

حالا نمیدونم خریدنش چقدر ریسک داره!

من کلا تو خرید کردن بخیلم! مخصوصا اگر احتمال بدم که اون وسیله به حد کافی کارم نمیاد و فقط به درد انبار شدن میخوره!

منبع اصلی مطلب : ماجراهای من و خودم!
برچسب ها : کالسکه
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سبد بلاگ : 3312.